+نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت19:43توسط نارسیسا |
|
About
سکوت ِ آب ميتواند خشکي باشد و فرياد ِ عطش; سکوت ِ گندم ميتواند گرسنهگي باشد و غريو ِ پيروزمند ِ قحط; همچنان که سکوت ِ آفتاب ظلمات است ــ اما سکوت ِ آدمي فقدان ِ جهان و خداست: غريو را تصوير کن! عصر ِ مرادر منحني تازيانه به نيشخط ِ رنج; همسايهی مرا بيگانه با اميد و خدا; و حرمت ِ ما راکه به دينار و درم برکشيدهاند و فروخته. تماميِ الفاظ ِ جهان را در اختيار داشتيم و آن نگفتيم که به کار آيد چرا که تنها يک سخن يک سخن در ميانه نبود: ــ آزادی! ما نگفتيم تو تصويرش کن!